:)
ای جونم ارامش!!!
آغوشتو به غیر من به روی هیشکی وا نکن منو از این دلخوشی و آرامشم جدا نکن
من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم، واسه بودن کنارت تو بگو به هر کجا پر میکشم
منو تو آغوشت بگیر آغوش تو مقدسه بوسیدنت برای من تولد یک نفسه
چشمای مهربون تو منو به آتیش میکشه نوازش دستای تو عادته ترکم نمیشه
فقط تو آغوش خودم دغدغه هاتو جابذار به پای عشق من بمون هیچ کسو جای من نیار
مهر لباتو روی تن و روی لب کسی نزن فقط به من بوسه بزن به روح و جسم و تن من
درگیر رویای توام، منو دوباره خواب کن
دنیا اگه تنهام گذاشت، تو منو انتخاب کن
دلت از آرزوی من، انگار بی خبر نبود
حتی تو تصمیمای من،چشمات بی اثر نبود
خواستم بهت چیزی نگم، تا با چشام خواهش کنم
درارو بستم روت، تا احساس آرامش کنم
باور نمی کنم ولی، انگار غرور من شکست
اگه دلت میخواد بری، اصرار من بی فایدست
هر کاری می کنه دلم، تا بغضمو پنهون کنه
چی میتونه فکر تو رو، از سر من بیرون کنه
یا داغ رو دلم بزار، یا که از عشقت کم نکن
تمام تو سهم منه، به کم قانعم نکن
پ.ن : ![]()
![]()
ما عاشق هم بودیم...حسی که یه عادت نیست
از من که گذشت اما...این رسم رفاقت نیست
این که منو از قلبت...بیواهمه میگیری
این که منو میبازی...دنبال کسی میری
وقتی همه دنیات...تنهایی و غربت بود
وقتی همه جا با تو...احساس یه وحشت بود
کی با همه قلبش...بغض شبتو وا کرد
کی حال تو رو فهمید...کی با تو مدارا کرد
باشه برو حرفی نیست...من از همه دلگیرم
حالا که دلت رفته...دستاتو نمیگیرم
ما هر دو برای هم...هر ثانیه کمبودیم
کی جز تو نمیدونه...ما عاشق هم بودیم

چیزی نمیتونم بگم قراره از من بگذری
چیزی نگو میفهممت باید از این خونه بری
چند سال از امشب بگذره تا من فراموشت کنم
تا با یه دریا تو خودم خاموشه خاموشت کنم
تنهایی هامو بعد از این با قلب کی قسمت کنم
واسه فراموش کردنت باید به چی عادت کنم
تو باید از من رد بشی من باید از تو بگذرم
کاری نمیتونم کنم باید بیفتی از سرم
بعد از تو باید با خودم تنهای تنهای سر کنم
یه عمر باید بگذره تا امشب و باور کنم
چند سال از امشب بگذره تا من فراموشت کنم
تا با یه دریا تو خودم خاموشه خاموشت کنم
چند سال از امشب بگذره با من یکی هم خونه شه
احساس امروزم به تو تنها یه شب وارونه شه

دنـیـآ اونـقـد کوچـیـکه که آدمــآیـی رو کـه...
ازشـون متـنـفری هـر روز مـی بـیـنـی !!
ولـی
اونـقـدر بـزرگــه که اونــی که
دلـت مــی خـوآد رو هـیـچ وقـت نمـی بـیـنــی
۱.تَـنهـایی …
تَقدیـ ـِر مَن نیـــست…
تـــَرجیح مَنه….

۲.خندهـ ام می گیـــرد
وقتـــی پس از مدتـــ ها بی خبـــری
بی آنکـــ ه سراغـــی از این دل آوارهــ بگیـــری
می گویی : ” دلـــم برایتـــ تنگـــ استـــ ”
یا مـــرا بـــ ه بازی گرفتـــ ه ایـــ
یا معنـــی واژهـــ هایتـــ را خوبـــ نمیدانـــی
دلتنگـــی ارزانی خودتـــ
۳. این روزها بیشتر از قبل حال همه را میپرسم
سنگ صبور غم هایشان میشوم
اشک های ماسیده روی گونه هایشان را پاک میکنم
اما یک نفر پیدا نمیشود که دست زیر چانه ام بگذارد
سرم را بالا بیاورد و بگوید:
حالا تو برایم بگو....
پ.ن: ذهن مبتکر این عکاسو باید طلا گرفت
پ.ن۲: زلزله ...قربانی هاش ...و حواشیش خیلی منو ناراحت کرد
تسلیت میگم
خدایا
اگه میبینی من مثه بقیه نیستم و راحت گرفتم خابیدم برا اینه که
بت اعتماد دارم
هر سرنوشتی خواستی بنویس
من کاکتوس نیستم
بغلم کن
۲.همه ی انسان های سالم کم و بیش مرگ کسانی را که دوست دارند آرزو میکنند
۳. من اگر نظر حرام است،بسی گناه دارم..چه کنم نمیتوانم که نظر نگاه دارم!
۴. جان رفته ولی زخم جفایت نرود
تاثیر طلسم چشم هایت نرود
فرشی زدل شکسته انداخته ام
آهسته بیا شیشه به پایت نرود

پ.ن: چقدر دلم تنگ است برای خوابگاه...آهنگ معین...قرارهای بعد ازظهر...هـــــــــــــــــــی![]()
اما
گویا سپری شد، بی آنکه بدانم
آتش شمع چندمین سال زندگی ام را
به خاموشی سپردم

پ.ن : روز تولد مهم نیس،مهم متولد شدنه،حالا هر روزی که میخواد باشه،ولی روز تولد یه نشونه اس،یه نشونه که مخصوص توست،که ببینی کیا این نشونه یادشونه ،واسه کیا عزیزتری کیا حتی وقتی دوری به یادتن 
پ.ن ۲: معمولا روز تولد برام روز بدیه... روزی که دلم میگیره ...بغضم میگیره ...دلم تنگ میشه ... بچه بازی درمیارم ...الکی گیر میدم...هی غر میزنم...اعصاب خودم و بقیه رو خورد میکنم!
پ.ن ۳: تو پیام بازرگانی نشون میده پیره زنه تنها و خسته نشسته، بعد نوهش بهش اساماس میده، از تنهایی در میاد و خوشحال و خندون میشه. بعد میگه: هیچ کس تنها نیست. "همراه اول" پشت سرش تبلیغ نشون میده یارو تولدشه، همه بهش اساماس میدن، ولی داره از تنهایی میپکه! بعد میگه: پیامکها جای خالی شما را پر نمیکنند. "وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی" !
من همیشه حس اون مرده رو دارم که داره از تنهایی میپکه! هی زرت زرت هم واسم مسیج میاد ولی کسی کنارم نیست!!! 

کلیه ی جینگول بازی های این اثر به سفارش افسانه خانمه که فرموندن سوت و کوره:

اینم نماد مرداد ،ماه شیر (اسد)

اگر ماهی از سال بودم : مهر
اگر یک روز هفته بودم : سه شنبه
اگر یک عدد بودم : ی عدد گم و پنهون که خاص هم نباشه مثه 1763
اگر جهت بودم : به جهت شمالی ترین نقطه ،بالا
اگر همراه بودم : کسی که با وجودش دلت قرص باشه ، از همه بهتر ...کم نمیذاشتم
اگر نوشیدنی بودم : هات چاکلت ؛ یا معجون
اگر گناه بودم : گناهی که همیشه شیرینه و نمیشه ازش توبه کرد،یادشم ادمو خوشحال میکنه!
اگر درخت بودم : اقاقیا
اگر گل بودم : زنبق
اگر آب و هوا بودم : هوای مه گرفته گرگ و میش که قطرات ریز بارون داره
اگر رنگ بودم : ی رنگی که نشه تشخیص داد که دقیقا چه رنگیه ، ولی دوس دارم مات و تیره باشه ، یشمی مایل به مشکی
اگر پرنده بودم : عقاب
اگر صدا بودم : صدای تون اس ام اس! صدای خنده ی نوزاد
اگر فعل بودم : فعل گذشتن ... یا رسیدن
اگر زمان بودم : آینده
اگر یک خیابان بودم : ی خیابون خلوت و بی انتها پر از چراغ
اگر یک فیلم بودم : درام ولی عاشقانه
اگر یک پزشک بودم : تنها پزشک یه روستای کوچیک دور افتاده
اگر یک پنجره بودم : پنجره ی یه فانوس دریایی که رو به اقیانوس باز میشه
اگر تاریخ بودم : نه! تاریخ نه!
اگر ساز بودم : ویولون
اگر کتاب بودم : کتاب فلسفه که هر کسی رو جذب نمیکنه
اگر حس بودم: حس دیدن تو بعد از ی مدت طولانی

جایزه بهترین بازیگر میرسد به: بالش من... که هر شب نقش تو را عالی بازی میکند

پ.ن :چای که دوس نداری!
بیا برات کاپوچینو درست کردم!
پ.ن ۲: بعضی چیزها ،بعضی حرف ها، بعضی کارها فقط قابل بخشیدن هستند،نه قابل فراموش شدن
پ.ن ۳: امشب انگار که باز هم خون در بدنم راه افتاد
پ.ن ۴: بعضی آشنا ها فقط غریبه هایی هستند که اسمشان را میدانم
پ.ن ۵: بعضی ها هستند که اگر نباشند انگار هیچکس نیست ... همه جا را سکوت و تاریکی میگیرد

پ.ن:
خود سانسوری
اما هنوز هم همان...
وقتي يه بار ازدوست ضربه مي خوري درست مثل اين مي مونه که با ماشين بهت زده و داغونت کرده ولي وقتي مي بخشيش درست مثل اين مي مونه که بهش فرصت دادي تا دنده عقب بگيره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چيزي ازت نمونده .

پ.ن: الان اون چتر واقعا انقد برات مهمه؟!!!
پ.ن : شيطان محترم است !!!
او نخستين کسی بود که فهميد " انسان " جنبهی سجده کردن ندارد ...
برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست
گویی همه خوابند ، کسی را به کسی نیست
آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک
جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست
این قافله از قافله سالار خراب است
اینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیست
تا آئینه رفتم که بگیرم خبر از خویش
دیدم که در آن آئینه هم جز تو کسی نیست
من در پی خویشم ، به تو بر می خورم اما
آن سان شده ام گم که به من دسترسی نیست
آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است
حیثیت این باغ منم ، خار و خسی نیست
امروز که محتاج توام ، جای تو خالیست
فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست
در عشق خوشا مرگ که این بودن ناب است
وقتی همه ی بودن ما جز هوسی نیست
ه.ا.سایه

پی نوشت: این عکسو خیلی دوس دارم
پی نوشت ۲: مخاطب خاص!![]()
این شعر،تا ابد با تو خواهد زیست
حتی وقتی که من دیگر نباشم
یا وقتی که دیگر میان ما عشقی نباشد
شعر عاشقانه،بیشتر از آدمها می ماند
عاشقانت تو را ترک می کنند
اما شعر عاشقانه
همیشه با تو خواهد بود
پس بگذار برایت شعری عاشقانه بخوانم!
شعری از اعماق جان،
که مرا به یاد تو آورد...
شعری که همیشه با تو بماند

آرزوی من این است
که دو روز طولانی در کنار تو باشم فارغ از پشیمانی
آرزوی من اینست یا شوی فراموشم
یا مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم
آرزوی من اینست که تو مثل یک سایه
سرپناه من باشی لحظه تر گریه
آرزوی من اینست نرم وعاشقو ساده
همسفر شوی با من در سکوت یک جاده
آرزوی من اینست هستی تو من باشم
لحظه های هوشیاری مستی تو من باشم
آرزوی من اینست تو غزال من باشی
تک ستاره روشن در خیال من باشی
آرزوی من اینست درشبی پر از رویا
پیش ماه وتو باشم لحظه ای لب دریا
آرزوی من اینست از سفر نگویی تو
تو هم آرزویی کن اوج آرزویی تو
آرزوی من اینست مثل لیلی ومجنون
پیروی کنیم از عشق این جنون بی قانون
آرزوی من اینست زیر سقف این دنیا
من برای تو باشم تو برای من تنها
دلم می خواست می شد با نگاهت قهر می کردم
هوا ابریست دلتنگم و من چندیست دارم با خودم با عشق می جنگم
اگر می شدبرایت می نوشتم روزهایم را صدایم را سکوتم رااگر می شد برای دیدنت دل دل نمی کردم
اگر می شد افکار دلم را ول نمی کردم
دلم را می نشانم جای یک دلتنگی ساده
کنار اتفاقی که شبی ناخوانده افتاده
توهم حرفی بزن ُ چیزی بگو هر چند تکراری
بگو ایا هنوز هم مثل سابق دوستم داری ؟!!!

بی نوشت : بینهایت لاف یو ... عزیز دلم کاش قدر مهربونیاتو بدونم خیلی ماهی
نمی دونم چی بگم

جای عجیبی بود
همش از ظهر تا الان آدمایی که اونجا بودن(نمیخوام بگم دیوونه)جلو چشممن
از ما که حداقل سالم تر بودن
مریم همش به من میگفت عکسای عروسیتو بیار ببینیم
لیلا با خونوادش مشکل داشت اورده بودنش اونجا
... باردار بود ! میگفت افسرده شدم شوهرم طلاقم داده اوردن گذاشتنم اینجا
آمنه ! از شیرخوارگی تو مرکز بزرگ شده بود .... میگفتن از تو شیرخوارگاه که بقیه بجه ها رو گاز میگرفته اورده بودنش مرکز روانی. الانم دوتا تخت داشت پرررر از عروسکای رنگارنگ که نذرش کرده بودن و ضمنا الان چل پنجا سالش بود
اون خانمه که آخر سالن داشت جارو ویکشید به من عیدو تبریک گفت ! گفت ریحانه موهامو رنگ نمیکنی؟ گفتم یه موقع دیگه میام سر حوصله رنگ میکنیم
اون خانمه تو حیات اومد جلو به من گفت ما رو دوس داری؟!(وای خدا دنیا رو سرم خراب شد)
اون یکی میگفت حتما سعی کن بری دانشگاه کار پیدا کنی پول دربیاری دستت تو جیب خودت باشه!(پرستار کفت توروخدا این دیوونه اس؟)
... میگفت شوهرش معتاد بوده با هم میکشیدن خونه هم ندارن زیر پل میخوابن . حالا اوردش اینجا بعد چن ماه اومده دنبالش که برش گردونه ولی پرستاره با من کلی بهش گفتیم اینجا بمون حداقل سقف داری غذا داری ارامش داری ....
از همه بدتر... که واقعا گریمو دراورد ... لیلا بود .... میگفت شوهرم مرده ی بچه ده ساله دارم خونوادم گداشتنم اینجا چون سیگار میکشم ! بچمم بهزیستیه! میگفت این حقه بچه ای که مادر داره تو بهزیستی باشه؟ میگفت سیگار کشیدن عیب نیس ندانستن عیبه! مردیم از خنده !
میگفت من اعتقاد دارم زنا فرشته های خدا اند ... ما هم بنده ی خوب خداییم بخدا! من اصلا نمیدونستم حجازی کجاس چیه ! حکمت خدا بوده ما بیایم اینجاها رو ببینیم ! تو رو خدا برامون دعا کن ما هم دوس نداریم اینجا باشیم ....
......جرفاش تا همین الان داره تو مغزم تکرار میشه . خدایا همه ی مریضا رو با همه ی غریبا رو ... خودت یکاریشون کن
پ.ن : دلش برات تنگ شده
پ.ن ۲: خدایا شکرت !
پ.ن ۱: خدایا واقعا به خاطر همه ی کارات ممنون ! تو بهترین خدای دنیایی !
پ.ن ۲: اینجا... مشهد... داره برف میاد ... خیلی هم اساسی و با وجدان کاری داره میاد و اصلا واسه ناهار و نمازم قطع نمیشه!
پ.ن ۳: از این خوشم اومد :
همیشه تو دلت میگفتی
این مگه با چند نفر دوسته که همیشه آنلاینه
یک جمله همیشه یادت باشه
همیشــه آنلاین ترین ها
تنهاترینند
پ.ن ۴ : خدافز تا ۹۱
پ.ن ۱:از خیلی از اخلاقای خودم بدم میات
پ.ن ۳ :
از این راهرو یک نفر رد شده،که عطرش همونه که تو میزنی
برای به زانو درآوردنم،تواز مرگ حتی جلو میزنی
از این راهرو یک نفر رد شده،مثل وقتایی که تو ناراحتی
نفس میکشم با تمام وجود،عجب عطر خوبی زده لعنتی
یه جوری دلم تنگ میشه برات،محاله بتونی تصور کنی
گمونم نمیتونی حتی خودت،جای خالیتو تودلم پرکنی
صدات میکنم تا همه بشنون،جواب صدام غیرپژواک نیست
من اونقدر شکستم حس میکنم که،هیچ ارتفاعی خطرناک نیست
یه جوری دلم تنگ میشه برات،محاله بتونی تصورکنی
گمونم نمیتونی حتی خودت ،جای خالیتو تو دلم پرکنی
پ.ن ۳: موسیقی آدمو تا مرز جنونم میبره حتی ! کاش ویولونمو آورده بودم !
پ.ن ۴: دلم یک کسی میخوات ... نمیدونم دقیقا چی میخوام
کاش یکی بود که خودمو به خودم معرفی میکرد !
چه اوضاعی شده ....
پ.ن : اینجا دیگر امن نیست .... نشتی هم که دارد ...باید بکوبیم بساطمان را یک جای دیگر بنا کنیم ...
سرباز به ستوان گفت که آيا امکان دارد بتواند بيرون برود و خودش را به منطقۀ مابين سنگرهاي خودي و دشمن برساند و دوستش را که آنجا افتاده بود بياورد؟ ستوان پاسخ داد: ميتواني بروي اما من فکر نمي کنم که ارزشش را داشته باشد، دوست تو احتمالاً مرده و تو فقط زندگي خودت را به خطر مياندازي.
حرفهاي ستوان را شنيد، اما سرباز تصميم گرفت برود. به طرز معجزه آسايي خودش را به دوستش رساند، او را روي شانههاي خود گذاشت و به سنگر خودشان برگرداند. ترکشهايي هم به چند جاي بدنش اصابت کرد.
وقتي که دو مرد با هم بر روي زمين سنگر افتادند، فرمانده سرباز زخمي را نگاه کرد و گفت: من گفته بودم ارزشش را ندارد، دوست تو مرده و روح و جسم تو مجروح و زخمي است.
سرباز گفت ولي ارزشش را داشت. ستوان پرسيد منظورت چيست؟ او که مرده! سرباز پاسخ داد: بله قربان! اما اين کار ارزشش را داشت، زيرا وقتي من به او رسيدم او هنوز زنده بود و به من گفت: ميدانستم که ميآيي.
ميداني؟! هميشه نتيجه مهم نيست. کاري که تو از سر عشق و وظيفه انجام ميدهي مهم است. مهم آن کسي است يا آن چيزي است که تو بايد به خاطرش کاري انجام دهي. پيروزي يعني همين!
تو جاده پلیس جلو یه ماشین رو می گیره و میگه چون از صبح اولین كسی هستی كه كمربند ایمنی بستی برنده 58هزار تومن پول شدی. حالا می خوای باهاش چیكار كنی؟
مرد می گه: می رم گواهینامه می گیرم.
زنش سریع می گه:جناب سروان این وقتی اكس می زنه پرت و پلا می گه.
بچشون از اون پشت می گه:بابا نگفتم با ماشین دزدی قاچاق نكنیم؟
یه صدا از صندوق عقب می یاد : از مرز رد شدیم یا نه؟