تو هم ....
تو هم بامن نمی مانی برو بگذار برگردم
دلم می خواست می شد با نگاهت قهر می کردم
هوا ابریست دلتنگم و من چندیست دارم با خودم با عشق می جنگم
اگر می شدبرایت می نوشتم روزهایم را صدایم را سکوتم رااگر می شد برای دیدنت دل دل نمی کردم
اگر می شد افکار دلم را ول نمی کردم
دلم را می نشانم جای یک دلتنگی ساده
کنار اتفاقی که شبی ناخوانده افتاده
توهم حرفی بزن ُ چیزی بگو هر چند تکراری
بگو ایا هنوز هم مثل سابق دوستم داری ؟!!!

+ نوشته شده در شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۱ ساعت توسط نازلی
|
کاری به کار کسی ندارم!